تبليغاتX
هیچ کس نمیدونه

هیچ کس نمیدونه

بی وفایی کن وفایت میکنند،باوفاباشی جفایت میکنند،مهربانی گر چه آیینی خوش است،مهربان باشی رهایت میکنند

نیومدی...

عکس عاشقانه کارت پستال زیبا دیدنی عشق

دوباره تنها شده امو دوباره دلم هوای تورا کرده است/خودکارم راازابر پرمیکنمو برایت ازباران مینویسم

به یادشبی می افتم که تورا میان شمع هادیدم/دوباره میخواهم به سوی تو بیایم.توراکجا میتوان دید؟

درآواز شباویزهای عاشق؟درچشمان یک آهوی مضطرب؟درکجا؟...

ایکاش میتوانستم تنهایی ام رابرای تو معناکنم وازگوشه های افق برایت آوازبخوانم

کاش میتوانستم همیشه ازتو بنویسم/میترسم نتوانم بنویسم وکسی ادامه سرود قلبم رانشنود

دوباره شب ودوباره تپش این دل بیقرارم/دوباره سایه حرفهای تو که روی دیوارروبه رویم می افتد

دوباره شب...دوباره تنهایی...دوباره یادتو که این دل بی قرار رابیدار نگه داشته است دوباره شب دوباره تنهایی دوباره سکوت

ودوبــــــــــــــــــــــــــــــــاره من و یک دنیاخاطـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 16:14  توسط لیلی بی مجنون  | 

خدایا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 23:43  توسط لیلی بی مجنون  | 

هفته ها رو به عشق تو به پایان میرسانم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 23:36  توسط لیلی بی مجنون  | 

بگذار قلب من زشت ترین قلب دنیا باشد . . .

بگذار شیپور ها بدمند و هر چه دل تنگشان می خواهد فریاد زنند بگذار به همه بگویند که چقدر بدی . بگذار همه بفهمند .......

این روزها دلم جریحه دار است از آنها که روی در رویم ایستادند . چشم به چشمانم دوختند و دروغ را فریاد زدند حتی برای تبرعه ی خود مرا به بازی گرفتند . چه زشت بازی هولناکی .........

                             ولی اصوات نمی میرند این را همه می دانیم !!!

بدتر از آنها کسانی که با بی توجهی دلم را آزردند . آنها که دوستشان داشتم و قلبم را تکه تکه کردند و به آنها بخشیدم ولی رفتند و تکه های دلم را باز پس ندادند . منتظرشان بودم ولی دیگر نخواهم بود . از پشت خنجرم زدند و بی صدا رفتند .  بگذار بروند خیالی نیست ..... آنهایی که خاطرات کودکی ام در پسشان بود ...آنهایی که بازی هایم بدون آنها معنی نداشت ...آنها که چون خواهرم بودند .... خواهرانی که هرگز نداشتم ....

                                        در بند آن نباش که شنید یا نشنید !!!

ما را غمی نیست . بی خیال . شد هر آنچه که شد ....

                                       بگذار قلب من زشت ترین قلب دنیا باشد   .....

بگذار زشت ترین قلب دنیا مال من باشد . قلبی تکه تکه . پر از زخم . قلبی چند رنگ . قلبی از چند جنس . می دانی چرا ؟

برخی دلم را زخمی کردند . من دلم را قطعه قطعه کردم و هر تکه ای را به کسی دادم . گاهی به زور قلبم را پاره کردند و دزدیدند گاهی هم کسانی از روی ارادت و شاید دلسوزی تکه هایی از دلشان را به من دادند تا شاید مرهمی باشد این دل خسته را . برای همین ها بود که قلبم زشت و درهم و چند رنگ و پر از زخم و چاله چوله شد ......

قلبی سیاه و سرخ و رنگی بیگانه و  خونی و زخمی ....

                                                          در یک کلام زشت ترین قلب دنیا ....

برای همین من از آنهایی که اینگونه کردند با من ناراضی نیستم . چرا که قلب زیباو سالمی  ندارم تا در هراس باشم . من ۲۰ سال است که اینگونه ام . از همان بچگی . از وقتی که فهمیدم که هستم و باید باشم . این بازی ها برایم عادی است دیگر اثر نمی کند ...

                                                   اما باید اعتراف کنم که خسته ام و نایی نیست ...

این قلب زشت آنگونه که تو خطاب کردی . یادگار سالها زندگی است و به هیچکسش نخواهم داد حتی اگر زشت ترین و کثیف ترین و بیمارترین دل دنیا باشد .........

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 23:33  توسط لیلی بی مجنون  | 

میدونی...

میدونی...

این چند وقته یه چیزائی دیدم که باورم شده نباید به هیچ کس اعتماد کرد.

چطور میشه درک کنی کسی که تا میتونستی بهش محبت کردی و دوسش داشتی...

اونم برات میمرده،تو رو به یکی ترجیح بده که سرش به تنش نمی ارزه و لیاقتشو نداره؟

کسی که که از گل کمتر بهش نگفتی ولی اون غریبه تو خیابون سرش داد بزنه و باهاش دعوا کنه!!!

وقتی همه ی اینارو با چشمای خودت دیدی و به سرت اومد...

حرفمو میفهمی!

شاید چشمت به این مطلب افتاد،

شاید داری حسرت میخوری.من حتی از دور غمو تو چشمات میبینم

اگه خوندیش بدون!

من هنوز منتظرتم،اگه میخوای برگرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 21:7  توسط لیلی بی مجنون  | 

آه ...

گر چه من دیگر نمی بینم تو را ای بی وفا

                       همدم یكدانه ام ای نازنین محبوب من

                                    تا ابد یاد تو را در سینه پنهان می كنم

                                              خاطراتت را در این غمخانه مهمان می كنم

  

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 13:50  توسط لیلی بی مجنون  | 

ازت متنفرم عشق من ...

علاقه و محبت شدیدی که سابقا به تو ابراز می کردم
دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو
روز به روز بیشتر میشود و هرچه تو را بیشتر می شناسم
به دورویی و دورنگی تو بیشتر پی می برم و
این احساس در قلبم جای می گیرد که بالاخره باید
از هم جدا شویم و دیگر به هیچ وجه حاضر نیستم که
روزی شریک زندگی تو باشم
اگرچه دوستی با برگها بهاری کوتاه بود ولی
بسیاری از اوراق و صفحات زندگی تو برای من روشن شده و مطمئن هستم که
جز تظاهر و دورویی چیز دیگری نیست
اگر دوستی ما سر بگیرد تمام عمر را
با پشیمانی خواهم گریست و اگرچه افسانه ی آشنایی ما غیر از این باشد از هم جدا
خوشبخت می شویم و حالا لازم است بگویم
این موضوع را هیچ وقت فراموش نکن و مطمئن باش
این نامه را سرسری نمی نویسم و چقدر ناراحت کننده است اگر
در صدد دوستی با من باشی بنابراین من از تو می خواهم
جواب نامه را ندهی چون نامه ی تو سراسر از
دروغ و تظاهر و خالی از هر گونه
محبت و علاقه است و تصمیم گرفتم برای همیشه
تو و یادگار عشقت را فراموش کنم چون دیگر به هیچ وجه نمی توانم
دوستت داشته باشم و شریک زندگی تو باشم
حالا اگر می خواهی به علاقه و محبت من نسبت به خودت پی ببری نامه ای را که نوشتم دوباره یک خط درمیان بخوان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 12:11  توسط لیلی بی مجنون  | 

جواب قلبم رو بده

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 14:4  توسط لیلی بی مجنون  | 

شهر عشق و دل تنها ...

 

                        

شهر اول :                     نگاه و دلربايي
شهر دوم :                       ديدار و آشنايي
            شهر سوم :                            روزهاي شيرين و طلايي
       شهر چهارم :                                      بهانه،فکر،جدايي
   شهر پنجم :                                              بي وفايي
              شهر ششم :                                                دوري و بي اعتنايي
                  شهر هفتم  :                                                           اشک،آه،تنهايي

 

 

                 اگر این شهر پر از آدمهاست ُپس چرا این همه دلها تنهاست..؟؟

چه سکوتي چه شبي.. جاي يک عابر شب گرد غزل خان خاليست. جاي مهمان خاليست.. جاي عطر گل سرخ توي ايوان خاليست.. جايت اي دوست خوب زير باران خاليست. روي قاليچه دل جاي مهمان خاليست. جاي يک ياس سپيد توي گلدان خاليست.. جاي پاي تو در اين برف زمستان خاليست.. جاي مهمان خاليست جاي مهمان خاليست.. خواستم که فال بگيرم که تو کي مي آيي.. ديدم که اي بخت که فنجان خاليست. روي اين برکه آب جاي نيلوفر عريان خاليست.. جاي مهمان خاليست...........

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 18:36  توسط لیلی بی مجنون  | 

ديدي عشقي

ديدي                                عشقي

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@ نبودش @ @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون که فکر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 18:23  توسط لیلی بی مجنون  | 

هـــــــــر کــــــــــــــــــــــــس....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 16:0  توسط لیلی بی مجنون  | 

تنهـــــــــــــــــــــــــای تنهـــــــــــــــــــــــــــــــام

تنهام .تنهای تنها ..احساس می کنم برای همه غریبه ام .

غریبه .برای او برای تو.برای تو .برای تو ...برای همه ..حتی برای خودم ...

حتی خودم هم خودم رو نمی شناسم .نمی دونم چرا ؟چی شده ..............؟

ولی خوب می دونم که نمی تونم وخسته شدم . از این همه نقش بازی کردن ها .

در پوست این وآن بودن ها .در فکر هیچ بودن وبه پوچ کوشیدن .

از خودم رو به کوچه علی چپ زدن ها .

از همه چیز .از آمدو شد های روزانه . خنده های عام فریبانه وغصه هایی که قصه هاشون سخت طولا نی است ........

از صبری که برای خودم خریدم صبری که نه تموم شده نه میدونم که تهش وعاقبتش کجاست .....؟

نمی دونم ..

اما اگه دل شکسته اینه .من امشب /الان دلم شکسته است ...

اگه تنهایی .غربت .د لواپسی اینه من امشب تنهام .غریبم ود لواپسم ..............

مثل هر شب /هر روز وهر ساعت دیگه ...

بار اولم نیست ..اما خوب چه کنم ؟

عادتم شده ..مونسم دل سیاه شب وهمدمم سفیدی کاغذ وسیاهی قلمم ..

وعینکم که بیشتر از خودم /خودم ودور وبر م رو وهمه چیز رو میبینه ....احساس می کنه در ک میکنه

اره باز امشب تنهام ..

تنهای تنهای تنها .............

وتو اروم خوابیدی خواب .خواب خواب ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 15:16  توسط لیلی بی مجنون  | 

جـــــــــــــــــــــــدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

نفهميدم كه چشمه تو به من خيانت ميكنه

دلت پيشه قريبه اي ازم شكايت ميكنه

يه روز دل و دادم بهت امروز ميخوام پس بگيرم

ديگه نميخوام دروغي براي چشمات بميرم

تو اوني نيستي كه دلم يه عمري آرزوشو داشت

اونی كه به پاش اين دلم بود و نبودشو گذاشت

غروب عاشقان رنگش طلاییست

اگرچه اخرش مرگ و جداییست

مگر جان بر لب آمد ز جدایی

بسوی من نمی آیی کجایی

بکن با نامه ات گاهی مرا شاد

بکن با خطت دلم را از غم آزاد 

رفتي گفتي خاطراتت جاي من واسط مي مونه

كاشكي مي موندي و ميديدي دلم از دوريت مي خونه

كاش انقد دوست نداشتم كه بگم بي تو نميشه

كاش دلت سنگي نبود و دل من مثل يه شيشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 14:4  توسط لیلی بی مجنون  | 

کـــــــــــــــــــــــــاش میشـــــــــــــــــد

www.deltangimt.blogfa.com

کاش می شد بار دیگر سرنوشت از سر نوشت ، کاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت ، کاش می شد از قلمهایی که بر عالم رواست ، با محبت با وفا با مهربانیها نوشت ، کاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان ، داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت ، کاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود ، که این همه ای کاشها بر دفتر دلها نوشت...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 13:0  توسط لیلی بی مجنون  | 

عشق مــــــــــــــرگـــــــــــــ نیــــــــــــــــست زندگــــــــــــــــــــــی است

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

عشق مرگ نیست زندگی است. سخت نیست عین سادگی است. عشق عاشقانه های باد وگندم است . اولین پناهگاه کودکی آخرین پناهگاه آدم است. زندگی زیباست حتی اگر کور باشی ؟ خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی؟ اما بی ارزش است اگرثانیه ای عاشق نباشی اگر می دانستی دل ترک خورده ی من با یاد چشمان بارانی ات شکسته تر می شود هیچ گاه به من پشت نمی کردی اگر می بینی کسی به روی تو لبخند نمی زند علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو کن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 12:0  توسط لیلی بی مجنون  | 

نمیـــــــدانـــــــــــم

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

نمیدانم...!

نمیدانم در وصفت چه بگویم ، اما دلم پره حرف نگفتست

نمیدانم که هستی ،اما میدانم صادقانه دوستت دارم

نمیدانم از کجا امده ای ، اما تمام قلبم را تسخیر کرده ای

نمیدانم چه احساسی به من داری ، اما من احساس را با تو درک کرده ام

نمیدانم عشق چه معنایی دارد ، اما به وجود من معنا بخشیده است

نمیدانم چه مدت است با تو بوده ام، اما برای سالهای عمرم برای قلبم باقی میمانی

نمیدانم چه مدت است که از تو دورم ، اما برای من قرنها میگذرد

نمیدانم ایا به یاد من هستی ، اما تورا به یاد خود سپرده ام

نمیدانم تا به حال آرزوئی داشته ام ، اما دیدارت برایم تنها ارزوست

ای همه هستی من

* * *

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 11:30  توسط لیلی بی مجنون  | 

اون روزایــــــــــــــــــــــی کـــــــــــــــه ...

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

اون روزایی که مشتاقانه در انتظار دیدن روی تو بودم
اون روزایی که عاشقونه برات مینوشتم
اون روزایی که حاضر بودم تمام ستاره های آسمونو واست بچینم
اون روزایی که اشکام مظلومانه برات سرازیر میشد
اون روزایی که بی بهانه برات از دوستیمون نقاشی میکشیدم
اون روزایی که مجبورت میکردم باهام بمونی
اون روزایی که داستانای کودکانه واسه هم تعریف میکردیم
اون روزایی که سر رو سینت میذاشتم و میخوابیدم
اون روزایی که از خدا خواهش میکردم تو همیشه شاد باشی
اون روزایی که ...
دلم تنگ شده بخدا ... ای کاش تو هم کمی باوفا بودی و منو به اون غریبه نمیفروختی
اما انگار تو لیاقت اونهمه عشق رو نداشتی
فکر میکنی اونم تو رو مثل من دوست داره ولی باید بدونی هیچ کی مثل من تورو دوست نداره
اینم بدون که هنوز هم که هنوزه منتظرتم عزیزم ...
بیا که هنوزم دوست دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 11:10  توسط لیلی بی مجنون  | 

عشق دروغی بیش نیست

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

می گفت عا شقم ، دوستش دارم

 و بدون او هیچم و برای او زنده هستم...
او رفت و تنها ماند ....
زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد...
از او پرسیدم از عشق چه می دانی ؟

 برایم از عشق بگو....
گفت:عشق اتفاق است باید بشینی تا بیفتد!!!
گفت:عشق آسو دگیست ,خیال است...خیالی خوش...
گفت:ماندن است ....فرو رفتن در خود است....
گفت:خواستن و گرفتن و برای خود کردن است....
گفت: عشق ساده ست ، همین جاست دم دست

و دنیا پر شده از عشقهای زود....
گفت: عشق دروغی بیش نیست....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 10:50  توسط لیلی بی مجنون  | 

چرا دلـــــــــــــــــت میــــــــگیـــــــــــره؟

دل آدمی می گیره وقتی که فکر می کنه هر چی مصیبت هست سر اون اومده

دل می گیره وقتی که فکر می کنی تنهائی

وقتی که به خاطر نداشته هات دلتنگی

وقتی که قدر اون چیزای با ارزشی رو که داری ندونی

وقتی که خدای مهربون رو فراموش کنی

وقتی که خدا رو با همه مهربونیش قبول داری ولی حرف دلت رو بهش نمی گی

وقتی که فکر می کنی دیگران چرا حرف دلت رو نمی فهمن در صورتی که اون

همیشه با تو هست تو هم این رو می دونی اما خدا وکیلی از ته دل صداش نمی کنی

دل می گیره وقتی که حس می کنی تنهائی ، و کسی تو رو نمی فهمه

دل می گیره وقتی که تو دلت یه دنیا غمه

دل می گیره وقتی که بی وفائی می بینی

وقتی که اونی که دوستش داری رو دیگه نمی بینی

وقتی که واسی هر کاری یه سنگ بزرگ چلوی پات می بینی

دل می گیره وقتی که می خوای کسی باشه از جنس خودت که همراهت باشه اما بین راه تنهات می ذاره

دل وقتی می گیره که آرزوهات محال میشه

یه دنیا خاطره هر شب همراهته

دل وقتی می گیره که آدمی خودش رو به خاطره اشتباهاتش نبخشه

وقتی خطای کرد اون رو باور نداره

اما اگه یه کم به دور و برمون نگاه کنیم می بینیم که نه تنها غمی نداریم بلکه غم ما

در مقابل دیگران فقط یه سرگرمی کودکانس

وقتی دل می گیره حتی چیزای خوبی رو که داریم قدرش رو نمی دونیم

اما باید به این دل بهونه گیر گفت

زندگی به این قشنگی

با این همه گلای رنگی

آسمون آبی

با یه دنیا خنده و شادی

واسی چی باید بگیره

زندگی همینه یک روز قهر یک روز آشتی

برای زندگی باید با سختیا جنگید

اگه هر روز شادی باشه دلتنگی مفهومی نداره

اگه هر روز غم و غصه باشه

روزهای خوب چه فایده داره

دل همه می گیره به خاطره کارای کرده و نکرده

به خاطر غفلت یا شاید شتاب برای رسیدن به حقیقت

این روزا دلای خیلی ها گرفته

شاید خدای مهربون رو ساده از یاد برده

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 10:56  توسط لیلی بی مجنون  | 

عاشــــــــــــق و معشــــــــــــــوق

عشق را دردیست که جز عاشق نداند چیست

عشق را زجریست که جز معشوق نداند چیست

عشق را طعمیست که جز عاشق و معشوق کس نداند چیست

                                                                 خدا یــــــــــــــــــا کــــــــمــــــــــــــکـــــــــــم کـــــــــــــــن

نام : عاشق
نام خانوادگی : تنها
نام مادر : فرشته غم
نام پدر : کوه رنج

محل تولد: محراب غم

شماره شناسنامه: بی مفهوم

صادره از : شهر عشق - کوچه بدبختی - پلاک نیستی - طبقه فلاکت

جرم : عاشقی

محکومیت : زندگی کردن
تاریخ تولد : زمانی که با او آشنا شدم
تاریخ وفات : زمانی که از او جدا شدم

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 17:30  توسط لیلی بی مجنون  | 

عشـــــــــــــــق آن نیــــــــــــــست...

 

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com

 

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com       

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com

 

 

عشق آن نیست که یک دل به صد یار دهی
            عشق آن است که صد دل به یک یار دهی
نميدونم ...
نميدونم چرا اين وبلاگو راه انداختم
شايد ...
شايد ميخواستم حرفاي دل تنهامو توي اون بنويسم
منتظر بودم تا از تنهايي در بيام تا اين وبلاگو تعطيل کنم
چون ديگه بهانه اي واسه نوشتن من نميموند
اما حالا ...
حالا که ديگه تنها نيستم
ولي بازم داره مينويسم
اين دفعه واسه چي؟
واسه اين که از خدام بخوام هيچ وقت تنهام نکنه
واسه اين که از همراهم بخوام هيچ وقت تنهام نذاره
اين بار ديگه تو حرفام خبري از غم نيست
اين بار ديگه تو حرفام خبري از تنهايي نيست
چون ديگه تنها نيستم
چون کسي رو که دوستش دارم .....
 بقيه شو ديگه نمينويسم
      چون خودش ميدونه......

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 16:0  توسط لیلی بی مجنون  | 

فکر نکـــــــــــن که بــــــــــی وفــــــــــــــــــا شـــــــــده ام

 

فکر نکن که بی وفا شده ام باور کن که دوستت دارم هنوز 

اگه با بودن من غم تو دلت جون میگیره

                                     میرم که تا ابد قلب تو اروم بگیره

اگه با موندن من باغ تو ویرونه میشه

                                     میرم اما میدونم دل بی تو دیونه میشه

فکر نکن که بی کسم خدا به دادم میرسه

                                     کوه به کوه نمیرسه ادم به ادم میرسه

مرهمی از چشمات واسه دردم نداری

                                     خورشیدی اما خبر از تنه سردم نداری

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 6:40  توسط لیلی بی مجنون  | 

ای کــــــــــاش

 

کاش بودی و میدیدی

 که چقدر در نبودت بی قرارم
کاش با اون همه نفرت ترکم نمیکردی
کاش میدانستی که دستانم هنوز انتظار دستانت را میکشد
کاش میدانستی که هنوز هم عاشقانه دوستت دارم
دلم به وسعت همه آلالها تنگه نگاهت هست
یادم هست میگفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد
عزیز دلم شقایق هنوز هم نفس میکشد اما تو کجایی
کاش اون روز فرصت یه کلمه حرف به من میدادی
تا امروز این چنین از دوری نمیسوختم
نمیخواستم باز دوباره تکرار کنم
اما دیدم راهی نیست برای آرام کردن این دله شکسته جز نوشتن
میگویند هر چه بیشتر بنویسم بیشتر عاشق میشوم
اما نمیدانند که دیگه کارم از عاشقی گذشته
کاش میشود باز هم گذر باد صبا تو را به اینجا بکشاند
مینویسم به امید اینکه بیایی و بخوانی و بینی که چقدر شکسته شدم در نبودنت
باور کن شوق دوباره دیدنت زنده نگهم داشته
کاش میدانستی هنوز هم دوستت دارم

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 9:39  توسط لیلی بی مجنون  | 

زیبا سازی وبلاگ

 

 

 

بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir                 بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir          

                                 بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 9:0  توسط لیلی بی مجنون  |